باقرى بيدهندى
84
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
علم على ( ع ) ( حديث 45 ) انا مدينة العلم و علىّ بابها ، « 1 » فمن أراد المدينة فليأتها من بابها . ترجمه : من شهرستان علم و دانشم و على دروازه اوست ، پس كسى كه اراده شهر كند بايد از دروازه آن وارد شود . كنز العمال جلد 6 صفحه 401 چه گفت آن خداوند تنزيل وحى * خداوند امر و خداوند نهى كه من شهر علمم عليم در است * درست اين سخن گفت پيغمبر است گواهى دهم كاين سخن راز اوست * تو گوئى دو گوشم بر آواز اوست ( فردوسى ) نقل از گلچين جهانبانى صفحه 32 شاعر ديگرى اشاره به حديث فوق نموده و سروده است كه : محمد عربى آبروى هر دو سراى * كسى كه خاك درش نيست خاك بر سر اوست شنيدهام كه تكلم نموده همچو مسيح * بدين حديث لب لعل روح پرور است كه من مدينه علمم على درست مرا * عجب خجسته حديثى است من سگ در او هلالى جغتائى شاعر ديگرى حديث بالا را اين گونه به نظم كشيده است : بفرمود پيغمبر نيكخو * كه من شهر علمم على باب او گلزار ادب صفحه 204
--> ( 1 ) غزالى مضمون حديث شريف فوق را به اين صورت نقل كرده است : ( انا مدينة الحكمة و على بابها .